1. مشو غّره بر حسن گفتار خويش
به تحسين نادان و پندار خويش
2. نابينا آن نيست كه چشم ندارد،نابينا كسي است كه بينش و بصيرت ندارد. «رسول الله (ص)»
3. زندگي انسان، آن طرف يأس شروع ميشود. ژان پل سارتر
4. خوشبختي داشتن دوست داشتنيها نيست، بلكه دوست داشتن داشتنيهاست.
5. به دوست خود محبت كن، اما اعتماد كامل نكن. «امام علي(ع)»
6. به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچكس بدي نكن. ويليام شكسپير
7. اگر ميخواهي به فردا برسي بايد شب خودت را آتش بزني... !
گفتم شايد نديدنت
از خاطرهات دور ام كنه
ديدم نديدنت فقط
ميتونه كه كورم كنه
گفتم صداتو نشنوم
شايد كه از يادم بري
ديدم تو گوشهام جز صدات
نيستش صداي ديگري
نديدن و نشنيدنت
عشقِت رو از دلم نبرد
فقط دونستم بي تو دل
پرپر شد و گم شد و مرد
بعد از تو باغ لحظههام
حتي يه غنچه گل نداد
همش ميگفتم با خودم
نكنه بميرم و نياد
امروز، محتاج توام
من نميگم دلم ميگه
فردا اگه مُردم نيا
چه فايده، نوشدارو ديگه
آسمان مثل هميشه
آرام و بيصدا
در ميان اين آسمان
يك ستارۀ تنها وجود دارد
و آن ستاۀ تنها به دنبال نور ميگردد
كه آيا در اين تنهايي نور اميدي هست
شايد مثل دل من ستاره تنهاست
من و ستاره با هم دوست شديم
چون هم ستاره تنها بود هم من
و با هم مانديم
چون هر دو عاشق بوديم
ستاره عاشق نور
من عاشق تو
«ليلا»
1 . تو ممكنه در تمام دنيا يك نفر باشي، ولي ممكنه براي يك نفر تمام دنيا باشي.
2 . پيش از سفر، از همسفر جويا شو، و پيش از [خريد] خانه ببين همسايه ات كيست. «امام علي(ع)»
3 . مواظب باش تا هيچگاه از ترس از دست دادن چيزي، چيز ديگري را از دست ندهي.
4 . از بي تابي كردن بپرهيز، كه آن، اميد را قطع مي كند و عمل را ضعيف مي گرداند و اندوه مي آورد. «امام علي(ع)»
5 . انسان عاسق زيبايي نمي بيند، بلكه آنچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست.
6 . دلهاتان را به آنچه از دست رفته سرگرم مداريد و در انديشه آمادگي كارهايي باشيد كه هنوز سرنرسيده است. «امام صادق(ع)»
7 . گاهي اوقات در زندگي خيلي زود دير مي شود!
باور كن صدام رو، باور كن
صدايي كه مانده و خسته است
باور كن قلبم رو، باور كن
قلبي كه گويي غمبر شكسته است، شكسته است
باور كن دست هام رو، باور كن
كه زادۀ نوازشه
باور كن چشم من رو، باور كن
كه يك قصيده خواهشه
وسوسه عاشق شدن
التهابِ لحظه هامه
حسرتِ فرياد كردنه
اسمه كسي با صدامه
اسم تو هم، اسمي كه هست
مثل غزل، كه هرشب هست
پر وسوسه، مثل سفر
مثل غربت، صادق هم هست
باور كن اسمم رو، باور كن
من فصل بارون و برگم
مبحوثِ بوي گل و شبنم
درختم، درخت خشكي به دستِ تگرگم
باور كن هميشه، باور كن
كه من با اشك زاده ام
باور كن حرف من رو، باور كن
كه من هميشه عاشقم
دوست معمولي و دوست واقعي
- دوست معمولي هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند،
+ دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود،
- دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند،
+ دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد،
- دوست معمولي جعبه اي شكلات براي مهماني تو مي آورد،
+ دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن مي ماند،
- دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو ناراحت و دلگير مي شود،
+ دوست واقعي مي پرسد كه چرا نتوانستي زود تر تماس بگيري،
- دوست معمولي دوست دارد به مشكلات تو گوش دهد،
+ دوست واقعي براي حل آنها سعي مي كند،
- دوست معمولي مانند مهمان عمل مي كند ومنتظر مي ماند تا از او پذيرايي شود،
+ دوست واقعي به سوي يخچال مي رود و از خود پذيرايي مي كند،
- دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از مرافعه اي تمام مي شود،
+ دوست واقعي مي داند كه بعد از مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود،
=دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كردند با تو باشد.
هميشه حقيقت آن چيزي نيست كه واقع شده و واقعيت آن چيزي نيست كه تصور مي كنيم، گاهي گوش دادن را به حساب شنيدن مي انگاريم، گاهي نگاه كردن را به حساب ديدن مي گذاريم، گاهي نجابت ديگران را به حساب سادگي، كمك كردن ديگران را به حساب وظيفه، محبت را به حساب ترحم، رفاقت را به حساب حسادت، خنده را به پوزخند، جدي بودن را به تكبر، شوخ طبعي را به لودگي وادب و احترام را به حساب تملق مي گذاريم.
گاهي پايبندي به سنتها را نمادي از عقب افتادگي و دوري از آن را عين تجدد مي دانيم . گاهي فقير را بي كلاس و ثروتمند را با كلاس و پول را تنها راز خوشبختي مي دانيم . گاهي نوازندۀ زجر كشيدۀ موسيقي را مطرب، بازيگر طنز را دلقك و هنر مند را بيكار به نظر مي آوريم . گاهي تحمل و صبر ديگران را عجز و ناتواني، گريه ديگران را اشك تمساح، صرفه جويي را خسارت، اعتراض منطقي تصور مي كنيم.
گاهي عشق را تهمت بي حيايي مي زنيم و بي حيايي را عين نوگرايي مي دانيم. گاهي با چند پرسش ايمان افراد را به ترازو مي گذاريم و تنها ملاك را نه باطن، بلكه ظاهر مي پنداريم. گاهي صداقت را بي سياستي و اصالت را به شهري بودن تعبير مي كنيم. گاهي دفاع از حق را به حساب شعار دادن مي گذاريم. گاهي شوق دانشجويي را مضحك و فعاليت را خودنمايي مي بينيم. گاهي نمي دانيم، عمل مي كنيم. گاهي مي دانيم، عمل نمي كنيم و گاهي مي نويسيم كه تنها نوشته باشيم.
نوشته شده توسط فريبا
اهداف خود را مشخص كنيد.
قبل ازآنكه بتوانيد «مشكلات» خود را مشخص كنيد و دست به كار حل آن شويد بايد ابتدا دقيقا معين كنيد كه در هر حوزه از زندگي تان به چه چيزي مي خواهيد برسيد. در بالا بردن كارايي فردي مهم ترين اصل روشن بودن هدف است. اولين دليل اينكه چرا بعضي از مردم مي توانند كارها را سريع تر انجام دهند اين است كه هدف ها و برنامه هاي كاملا روشني دارند و از آنها فاصله نمي گيرند.
هر چه برايتان روشن تر باشد كه چه مي خواهيد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكنيد، آسان تر مي توانيد بر تنبلي غلبه كنيد، راحت تر مشكلاتتان را حل مي كنيد و سريع تر كارها را به اتمام مي رسانيد.
روش نبودن هدف، سردرگمي و پريشان فكري در مورد اينكه چه كاري را بايد انجام بدهيد و به چه دليل و به چه صورتي بايد آن را انجام بدهيد يكي از دلايل اصلي تنبلي و نداشتن انگيزه است. براي نجات پيدا كردن از اين شرايط معمول بايد تمام نيروهاي خود را به كار بگيريد و براي هر كاري كه انجام مي دهيد هدف روشن و مشخصي را تعيين كنيد.
يك روش عالي براي موفقيت در كار اين است: افكارتان را روي كاغذ بياوريد.
فقط سه درصد از مردم هدفهاي مشخص دارند و آنها را روي كاغذ مي آورند. اين افراد در مقايسه با افرادي كه از نظر ميزان تحصيلات و توانايي برابر و يا بهتر از آنها هستند اما به هر دليلي هرگز وقت خود را صرف روي كاغذ آوردن هدف هاي خود نكرده اند پنج تا ده برابر بيشتر كارايي دارند.
شما مي توانيد تا آخر عمر از يك روش مؤثر براي مشخص كردن و رسيدن به هدفهايتان استفاده كنيد. اين روش هفت مرحله ساده دارد. با رسيدن به هر يك از اين هفت مرحله مي توانيد كارايي خود را دو تا سه برابر كنيد. بسياري از افراد با استفاده از اين روش ساده هفت مرحله اي توانسته اند موفقيت هاي خود را ظرف چند سال و حتي چند ماه به طور چشمگيري افزايش دهند.
+ مرحله شماره 1: مشخص كنيد كه دقيقا چه مي خواهيد. به تنهايي يا با خودتان بنشينيد و آنقدر در مورد هدف ها و برنامه هايتان بحث كنيد تا كاملا برايتان روشن شود كه از خود انتظار داريد چه كارهايي را انجام دهيد و ترتيب آنها به چه صورتي باشد. تعجب آور است كه افراد زيادي مدتها مشغول انجام كار هاي بيهوده هستند چون هرگز تصميم نگرفته اند كه با خود در مورد چنين موضوع مهمي به بحث بنشينند.
قانون: يكي از بد ترين راه هاي استفاده از وقت آن است كه كاري را كه به هيچ وجه لازم نيست به بهترين وجه انجام دهيم.
+ مرحله 2: هدف خود را روي كاغذ بياوريد. افكارتان را بنويسيد. وقتي هدفتان را مي نويسيد، آن را شفاف و قابل لمس مي كنيد. با اين كار چيزي خلق مي كنيد كه قابل لمس و ديدن است. به بيان ديگر هدفهاي نوشته نشده منجر به سردرگمي، ابهام، وگمراهي و اشتباهات بسيار مي شود.
+ مرحله شماره 3: براي هدف خود مهلت تعيين كنيد. براي يك هدف يا تصميم بدون مهلت مشخص هيچ فوريتي وجود ندارد. چنين هدفي فاقد يك آغاز يا پايان واقعي است. اين كه محول كردن يا پذيرش كارها و يا مسئوليت ها فاقد مهلتي معين براي انجام باشد طبيعتا باعث مي شود كه كارها را به تعويق بيندازد و بخش ناچيزي از آنها را انجام دهيد.
+ مرحله شماره 4: از تمام كارهايي كه فكر مي كنيد بايد براي رسيدن به هدف تان انجام بدهيد فهرستي تهيه كنيد. هر بار چيز جديدي به ذهنتان رسيد آن را به ليست فعاليت ها اضافه كنيد. اين كار را تا كامل كردن ليست ادامه دهيد. اين فهرست به شما تصوير قابل مشاهده اي از وظيفه يا هدف اصلي و نيز راهي كه بتوان در آن بي وقفه به كار ادامه داد ارائه ميدهد و احتمال رسيدن به هدف را به طور چشمگيري افزايش مي دهد.
+ مرحله شماره 5: فهرست را به يك برنامه تبديل كنيد. كارهايي را كه به صورت ليست در آورده ايد اولويت بندي كنيد كه مشخص كنيد كه چه كاري بايد قبل از همه و چه كار بعد انجام شود. حتي اگر مي خواهيد برنامه خود را قابل مشاهده تر كنيد كارها را به ترتيب اولويت در داخل مستطيل ها يا دايره ها بنويسيد. خواهيد ديد وقتي با اين كار هدف خود را به وظايف يا كارهاي كوچك تر تقسيم مي كنيد تا چه اندازه رسيدن به هدف برايتان آسان تر مي شود.
با داشتن يك هدف مكتوب و يك برنامه منظم و سازمان يافته كارايي و توانايي شما بسيار بيشتر از فردي خواهد بود كه هدف هايش را در ذهنش نگه مي دارد و با خودش حمل مي كند.
+ مرحله شماره6: فورا كار را بر اساس برنامه شروع كنيد، هر كاري كه مي خواهد باشد. برنامه متوسطي كه بسيار خوب اجرا شود بسيار بهتر از يك برنامه عالي است كه هيچ اقدامي در جهت اجراي آن انجام نشود. در راه رسيدن به هر موقعيتي اجراي برنامه از همه چيز مهم تر است.
+ مرحله شماره 7: تصميم بگيريد كه هر روز براي آنكه قدمي به سوي هدف اصلي برداريد كاري انجام دهيد. اين كار يا فعاليت را در برنامه روزانه خود بگنجانيد، هر روز تعداد صفحات معيني در مورد موضوع مورد نظر خود مطالعه كنيد، به سراغ تعداد مشخصي از خواسته ها برويد، مدت زمان معيني ورزش كنيد، از يك زبان خارجي تعداد مشخصي واژه هاي جديد ياد بگيريد. هرگز يك روز خود را بيهوده تلف نكنيد.
حركت به جلو را ادامه دهيد. وقتي حركت را شروع كرديد به پيشروي ادامه دهيد. متوقف نشويد. همين استواري و ثبات قدم به تنهايي مي تواند شما را تبديل به يكي از فعاليت ترين افراد نسل خود كند.
داشتن هدف هاي مكتوب تاثير بسيار خوبي روي قدرت فكر شما دارد. به شما انگيز كار و فعاليت مي دهد، قدرت خلاقيت شما را تقويت مي كند، انرژي بخش است و بيش از هر عامل مؤثر ديگري به شما كمك مي كند تا بر تنبلي خود پيروز شويد.
هدف ها سوخت و انرژي آتشدان موفقيت هستند. هر چه اين هدف ها بزرگ تر و روشن تر باشند براي رسيدن به آنها مشتاق تر مي شويد و هر چه به هدف هايتان بيشتر فكر كنيد تمايل و اشتياق دروني شما براي دست يابي به آنها بيشتر مي شود.
هر روز به هدف هايتان فكر كنيد وآنها را مرور نماييد. هر روز صبح فعاليت تان را با مهم ترين كار آغاز كنيد. اين كار مي تواند شما را به مهم ترين هدفي كه در حال حاضر داريد، برساند.