تبليغاتX
پندنامه
خداوند
 

الله

خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان؛ اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود
و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود، و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر. برادر مي‌شود محتاجان برادري را. همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را. طفل مي‌شود عقيمان را. اميد مي‌شود نااميدان را. راه مي‌شود گم‌گشتگان را. نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را. شمشير مي‌شود رزمندگان را. عصا مي‌شود پيران را. عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را...
خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهيز از معامله با ابليس.
بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف،
و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها!
چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و "در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند"...
مگر از زندگي چه مي‌خواهيد،

كه در خدايي خدا يافت نمي‌شود، كه به شيطان پناه مي‌بريد؟
كه در عشق يافت نمي‌شود، كه به نفرت پناه مي‌بريد؟
كه در سلامت يافت نمي‌شود كه به خلاف پناه مي‌بريد؟

قلب‌هايتان را از حقارت كينه تهي كنيدو با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي‌پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي‌پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي‌انديشد.
بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط.
براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...

از طرف : محمد                                 از وبلاگ : http://rudsarabi.blogfa.com

یا حق...

2 نوشته شده در  86/03/30ساعت   توسط آخرین  | 

مرگ زمان
 

الله

زمان لحظه به لحظه در حال مرگ است.

برای رویارویی با آینده چه کرده ایم ؟

*****************************

یگانه دشمن جهان
هم آشکار و هم نهان
همان روان بی امان
زمان، زمان، زمان، زمان
                                          "مهدی اخوان ثالث"

یا حق...

2 نوشته شده در  86/03/29ساعت   توسط آخرین  | 

سنگ های بزرگ
 

الله

روزی یک استاد سر کلاس کوزه ای دهان گشاد بیرون آورد و روی میز گذاشت.
تعدادی قلوه سنگ را درون آن چید تا کوزه پر شد سپس از دانشجویان پرسید: آیا کوزه پر است؟

همه گفتند: بله . آنگاه استاد تا جایی که می شد درون آن شن ریخت و سوال خود را تکرار کرد . یکی از دانشجویان جواب داد:  احتمالا نه.

و استاد اینبار یک سطل ماسه بیرون آورد و آنها را درون کوزه ریخت ماسه فضای بین سنگ و شن را پر کرد و استاد باز هم سوال را پرسید: همه فریاد زدند: نه! استاد گفت: خوب است و پارچ آبی را برداشت و کوزه را لبالب پر کرد و از بچه ها پرسید: چه کسی می تواند بگوید نکته این مثال در چه بود؟

یک نفر گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید که برنامه زمانی ما هر قدر هم که پر و فشرده باشد اگر حقیقتا سخت تلاش کنیم همیشه می توانیم کارهای بیشتری را در آن بگنجانیم. استاد پاسخ داد: نه نکته این نیست حقیقتی که این مثال به ما می آموزد این است که اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید هیچ وقت فرصت پرداختن به آنها را نخواهید یافت.
بزرگ های زندگی شما کدام هایند؟
فرزند محبوب تحصیل رویاها انگیزه های با ارزش...
به یاد داشته باشید ابتدا این سنگ های بزرگ را بگذارید در غیر این صورت هیچ گاه به آنها دست نخواهید یافت. اگر با کار های کوچک خود را خسته کنید زندگی خود را با آنها که که اهمیت زیادی ندارند پر خواهید کرد و هیچ گاه وقت کافی برای کارهای بزرگ و مهم نخواهید داشت.


منبع : ماهنامه پرستوی آفاق

معرفی شده از طرف وبلاگ : http://www.anarkali.blogfa.com

یا حق...

2 نوشته شده در  86/03/28ساعت   توسط آخرین  | 

خواجوی کرمانی

 

گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل

ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل

چون زهد و نکو نامی بر باد هوا دادی

از طعنه ی بد گویان زنهار مترس ای دل

از رندی و بد نامی گر ننگ نمی داری

از فخر طمع بر کن وز عار مترس ای دل

گر طالب دیداری از خلد برین بگذر

ور نور به دست آمد از نار مترس ای دل

چون نرگس بیمارش خون می خور اگر مستی

ور زان که مگر جان ات بیمار مترس ای دل

گر همدم منصوری رو لاف انا الحق زن

چون دم زنی از وحدت از دار مترس ای دل

جان را چو فدا کردی از تن مکن اندیشه

چون ترک شتر گفتی از بار مترس ای دل

قول حکما بشنو کان دم که قدح نوشی

اندک خور و از مستی بسیار مترس ای دل

صد بار تو را گفتم کامروز که چون خواجو

اقرار نمی کردی ز انکار مترس ای دل

2 نوشته شده در  86/03/26ساعت   توسط آخرین  | 

روایات و سخنان بزرگان دینی

الله

در راستای قولی که داده بودم٬ به مرور زمان مطالب شما را ( شعر ٬ پند ٬ داستان ٬ نکته ٬ ضرب المثل ٬ ... ) به صورت تدریجی به نام خودتان در پندنامه خواهم آورد.

منتظر مطالب گوناگون شما هستم.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

۱ـ       روايت آمده است:

"
در آخرالزمان وقتى مؤمنى از دنيا مى رود از اين كه توانسته ايمان خود را حفظ كند فرشتگان آسمان دچار شگفتى مى شوند."

۲ـ       امام صادق (علیه السلام):

"نگه داشتن ايمان در آخر الزمان، مثل نگه داشتن گوي آتشي در دست است."

۳ـ       امام على عليه السلام می فرمایند : از كـسى كه تـو را بـى جهت مدح و ستايش مى كند ، پرهيز كن؛ زيرا زود باشد كه بى جهت نيز (توسط او) بى حرمت و بى آبرو شوى.

۴ـ       مولایمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه می فرمایند : خانم فاطمه زهرا الگوی من هستند .

۵ـ       امیر مومنان علی علیه السلام می فرمایند :

۶ـ       از کفاره گناهان بزرگ یاری رساندن به ستمدیده فریادخواه و شاد کردن غمناک است .

از طرف : محب الزهرا سلام الله علیها                   از وبلاگ : http://www.darefani.blogfa.com

2 نوشته شده در  86/03/24ساعت   توسط آخرین  | 

ضرب المثل 4
  • پوتین باید با گو لای بسازد.       « آلمانی »
  • پرنده های خوردنی زیاد عمر نمی کنند.       « بلغارستانی »
  • پروانه اغلب فراموش می کند روزی کرم بوده است.       « سوئدی »

این ۳ ضرب المثل توسط : واژه رنگ زندگی به آدرس : http://parvaanedarmosht.blogfa.com/ در قسمت نظرات آمده بود. از ایشون کمال تشکر و سپاس گذاری رو دارم.

از اونجا که تعداد ضرب المثل های قرار گرفته در هر مطلب ۵ عدد بوده ۲ تا هم از طرف آخرین ذکر می کنم. که هر دو از فارسی زبانان ایرانی است :

  • ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته.
  • هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست.
2 نوشته شده در  86/03/24ساعت   توسط آخرین  | 

زن کامل
 

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
- `خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟`
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: ` فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.`
- `پس چرا با او ازدواج نکردی؟`
- `آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!`

2 نوشته شده در  86/03/23ساعت   توسط آخرین  | 

درد دوری
 

 

2 نوشته شده در  86/03/22ساعت   توسط آخرین  | 

نکاتی در رابطه با پندنامه
 

الله

پندنامه یک وبلاگ شخصی نیست. بلکه یک وبلاگ آموزشی اجتماعی است که در پی این هدف می باشد که نکاتی را که باعث موفقیت دیگران می گردد جمع آوری کند و به اطلاع دیگر افراد برساند. همان گونه که گفته ام : پند با نصیحت فرق دارد. لذا در پی آنم تا تمامی مطالب پندآموز را جمع آوری و ابداع کنم تا هر فردی بسته به گنجایش خود از آن مطلب استفاده کافی را ببرد.

اینگونه است که به استحضار می رسانم:

از دوستانی که به هرگونه می توانند در پرباری وبلاگ پندنامه٬ این آخرین را یاری کنند دعوت می شود تا با ذکر موضوع دلخواه به جمع نویسندگان پندنامه افزوده شوند. در صورت وجود موضوع مرتبط ایشان در همان موضوع انتخابی فعالیتشان را شروع خواهند کرد. و در صورت نبود موضوع دلخواه با اطلاع می توانند موضوع خود را ایجاد نمایند.

تنها این نکته را فراموش نکنید که تمامی مطالبی که در پندنامه خواهد آمد باید دارای یک نکته هرچند کوچک باشند.

همانطور که قبلا ذکر کرده بودم تمام آیه ها٬ حدیث و راوایات٬ سخنان بزرگان٬ شعرها٬ حکایات و داستان ها و ضرب المثل های ارسالی شما ٬ چه آنهایی که در قسمت نظرات و چه آنهایی که به میل من akharin1001@gmai.com فرستاده می شود را به مرور در وبلاگ پندنامه خواهم آورد.

این کار نیاز به آن دارد که مطلب قابلیت استفاده برای عموم را داشته باشد. در قسمت پندنامه و ضرب المثل تعداد مطالب باید به 5 عدد برسد تا در وبلاگ درج شود. در قسمت شعر و داستان نیز در صورت همراه بودن با آرمان وبلاگ "گاهی بزرگترین نکات در کوتاه ترین جملات نهفته است" در پندنامه درج خواهد شد.

همچنین در صورتی که مطالب ارسالی از طرف یک شخص در طول هفته تعداد قابل توجهی باشه، به صورت جداگانه مطالب ایشان درج خواهد شد.

از دوستانی که به هرگونه می توانند در پرباری وبلاگ پندنامه آخرین را یاری کنند دعوت می شود تا با ذکر موضوع دلخواه به جمع نویسندگان پندنامه افزوده شوند.

*******************************************************************

برای هرگونه درخواست و یا سوال با میل آخرین که در پایین ذکر کرده ام تماس بگیرید.

akharin1001@gmail.com

در پناه حق موفق و پیروز باشید.

2 نوشته شده در  86/03/21ساعت   توسط آخرین  | 

نشانه های خانواده خوشبخت
 

طبیعی ترین شکل خوانواده٬ این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند. کوشش مصلحان جامعه - مخصوصا پیامبران خدا- این بوده است که نظام خانواده٬ یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند. به هر حال خانواده خوشبخت نشانه هایی دارد که ما در اینجا به چند نمونه آن اشاره می کنیم. امید است که خانواده شما شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

  1. در بین اعضاء خانواده جمله «به من چه یا به تو چه» رد و بدل نمی شود٬ چرا که اعضاء به گفت و گو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسءولیت می کنند.
  2. افراد به یکدیگر اعتماد و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.
  3. تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی٬ همکاری٬ همفکری٬ هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.
  4. با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف٬ با گفت و گو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوءتفاهم به وجود آمد٬ آن را در درون خود و بدون اینکه کسی بفهمد حل کنند.
  5. به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.
  6. نسبت به هم شرم مسموم ندارند٬ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.
  7. به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از  حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.
  8. نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند. اگر چنانچه مشکلی به وجود آید٬ سعی وافر در حل مشکل یکدیگر می کنند.
  9. در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند. دنبال خاطرات تلخ نیستند٬ دوست دارند همیشه در خوشی٬ شادی و نشاط زندگی کنند.
  10. برای فامیل و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرایی فامیل یکدیگر هستند.
  11. از امور مالی یکدیگر خبر دارند وچیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند. صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.
  12. برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می کنند.
  13. افراد به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی. یعنی هیچ یک خود را در مقام برتری نسبت به دیگری نمی بیند. دیکتاتوری٬ زور و قدرت طلبی حاکم نیست.
  14. همه اعضا احساس برنده بودن٬ موفق بودن٬ امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.
  15. در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند و نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.
  16. علاقه٬ عشق٬ محبت٬ صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می کنند.
  17. از یکدیگر توقع و  انتظار بیجا ندارند.
  18. اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می کنند وبه دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.
  19. هر یک از طرفین٬ پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند.
  20. زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند: اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.
  21. زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر  نزدیک تر شوند٬ کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.
  22. با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.
  23. زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه در رو و رقیب یکدیگر٬ بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.
2 نوشته شده در  86/03/20ساعت   توسط آخرین  | 

درس بزرگ
 

روزی مردی سعی داشت تا بره مورد علا قه اش را به داخل خانه ببر د ولی بره وارد خانه نمی شدو پا هایش را محکم بر زمین فشار می داد.
خدمتکار منزل وقتی این صحنه را دید نزدیک شد و انگشتش را داخل دهان بره گذاشت. بره شروع به مکیدن کرد. خدمتکار داخل خانه رفت و بره هم به دنبالش راه افتاد.
مرد از این اتفاق ساده درس بزرگی گرفت. فهمید که برای اثر گذاشتن بر دیگران ابتدا باید خواسته های آنها را درک کرد.

2 نوشته شده در  86/03/18ساعت   توسط آخرین  | 

شما خدا هستید ؟
 

پسرکی زیر بارش شدید برف

بدون کفش پشت ویترین مغازه ایستاده بود

زنی از آنجا می گذشت

آرزو را در چهره پسرک خواند

دستش را گرفت و به داخل مغازه برد و یک جفت کفش نو برایش خرید. بعد رو به او گفت :

حالا به خانه  ات بورو... امیدوارم عید خوبی داشته باشی.

پسر از زن پرسید : خانوم شما خدا هستید ؟

زن گفت : من یکی از بندگان خدا هستم.

پسر گفت : من می دانستم شما یک نسبتی با خدا دارید.

فرستاده شده توسط : آیدا < دختر پاییزی >        از وبلاگ :  http://www.autumngirl.blogfa.com/

2 نوشته شده در  86/03/16ساعت   توسط آخرین  | 

اتفاق ( محمد علی سپانلو )
 

قلب مرا گرم می کند این اجاق
 می خوانم زیر ستون های اتفاق
 ژاله چو بارید بر دلم
 بستر سردم اجاق شد
 از گذر ابر خوشگلم
باغ پر از اتفاق شد
 یار برون آمد از خیال
 وصل رقیب فراق شد
 ژاله پر از زندگی
 خانه پر از اتفاق
 بوسه پر ازسرخ گل
دیده پر از چلچراغ
 دورترین یادبود
 گرم ترین اشتیاق
صبح که از خواب می پرم
دست به جای تو می کشم
 از عمق سپهر سراب من
 افتاده چو اشکی در رختخواب من
بستر سردم بهار می شود
خانه پر از انتظار می شود
روز به مغرب رسید
 بر سر رود کبود
 چشم به شب دوختم
 یار در آن سوی رود
 رود که پهنا گرفت
گویی هرگز نبود
تو رنگ شرابی به دور دست
 من رنگ خیالم ، نخورده ست

2 نوشته شده در  86/03/14ساعت   توسط آخرین  | 

پندنامه 11
  • سارتو :       انسان همان جایی است که تصمیم می گیرد باشد.
  • گوته فاوست :       هر کسی که راه می رود می تواند گم شود.
  • ویلا کاتر :       هر کجا که عشق بزرگی وجود دارد، معجزات بزرگی اتفاق می افتد.
  • ناشناس :       کسی که نمی تواند احمق شود، نمی تواند عاقل شود.
  • ناشناس :       باران بهانه بود که تو زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی و دوستی مثل گلی شکوفه کند در میانمان.
2 نوشته شده در  86/03/12ساعت   توسط آخرین  | 

عاقبت ما
خدایا عاقبت ما را چه خواهد شد ؟

تنهايي

یک شعر زیبا به نام  " یاد تو "  از یکی از دوستانم به ذهنم رسید که با این عکس همخونی عجیبی داره .

 یاد تو :

مثل یک رؤیای شیرین

مثل یک کودک تنها

غمگین تر از روزهای دیروز

تنها تر از روزهای فردا

شاید صدای قلب من

توی کوچه تنهایی پیچیده

آخه قلب من صدایی

بجز صدای تو نشنیده

بازم این دلم گرفته

و اشکالی هم نداره

آخه با یاد تو قلبم

آسمونش آبی !

                        آبی !

                                                       لیلا

2 نوشته شده در  86/03/11ساعت   توسط آخرین  | 

پندهای شما
سلام

سلام به تمام اونهایی که پندنامه رو همیشه می خونند و دنبال می کنند و نظر میگذارند ( که باعث دلگرمی میشه٬  و منت ایست که بر من میگذارند. ). و چه اونهایی که مطالب رو می خونند و نظری نمی گذارند.

از حالا به بعد تمام پندهایی را که برای من در نظرات قرار داده اید (یعنی همون جملات پر از پند) رو با اسم خودتون و با پیوند آدرس خودتون خواهید خوند !

البته این کار به صورت تدریجی و ما بین دیگر مطالب به استحضار شما خوانندگان عزیز خواهد رسید.

 

این بار :

امام رضا (ع) :  دوست را با فروتنی٬ دشمن را با احتیاط و مردم را با خوشرویی همراهی و معاشرت کن.

پندی از طرف مریم نویسنده وبلاگ : http://www.anarkali.blogfa.com/

 

همیشه فکر کن تویه یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی. پس سعی کن به طرف کسی ینگ پرتاب نکنی٬ چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته !

پندی از واژه به رنگ زندگی        از آدرس  http://www.parvaanedarmosht.blogfa.com/

2 نوشته شده در  86/03/10ساعت   توسط آخرین  | 

ضرب المثل 3
  • دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش.
  • آن چه دلم خواست نه آن شد...............................آنچه خدا خواست همان شد.
  • روزگار آئینه را محتاج خاکستر کند.
  • هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست.
  • برنج سرد را می‌توان خورد، چای سرد را می‌توان نوشید، اما نگاه سرد را نمی‌توان تحمل کرد.       « چینی »
2 نوشته شده در  86/03/09ساعت   توسط آخرین  | 

مولانا جلالدین رومی ( مثنوی معنوی )
ای خدای پاک بی انباز و یار                                      دست گیر و جرم ما را درگذار

یاد ده ما را سخن های رقیق                                    که تو را رحم آورد آن٬ ای رفیق

هم دعا از تو هم اجابت هم ز تو                                ایمنی از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم٬ اصلاحش تو کن                                  مصلحی تو٬ ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی                                      گر چه جون خوی بود نیلش کنی

این چنین میناگری ها کار توست                               این چنین اکسیر ها ز اسرار توست

آب را و خاک را بر هم زدی                                        ز آب و گل نقش تن آدم زدی

2 نوشته شده در  86/03/08ساعت   توسط آخرین  | 

خود را دریاب که تنها یاری رساننده به تو، خودت هستی.
شخصیت یک عامل تاثیر پذیر از سوابق زندگی و شکننده از ناملایمات حال و سازنده در آینده یک انسانه !

چند روز پیش یه اتفاقی برام افتاده بود که باعث شد تا نگاهم نسبت به آدم ها و شخصیت اونا تغییر کنه.

من به شخصه آدمی هستم با این باور : " هر انسانی تا زمانی که بدی خودش رو ثابت نکرده٬ یک فرد پاکه وتازه بعد از ارتکاب به اشتباه قابلیت برگشت رو داره ! "

خلاصه داستان اینه که بعد از اینکه من به یه شخصی که برام خیلی عزیز بود و قابل احترام ٬ دوستانه و از روی علاقه احترام گذاشتم. اما جایی که نیاز به یک همراهی و مساعدت از اون شخص بودم به داد من نرسید ٬ حتی باعث خدشه دار شدن شخصیت من هم شد.

حال با این اتفاق که افتاد کمی به این باور خودم شک کردم. و الان فکر می کنم که نباید همه انسان ها رو یکسان پنداشت. بلکه باید یک دید جزئی با نگاه سوابق فرد داشت.

حال من ماندم و خودم. تنها خودم را  می بینم و اندیشه ای که دارم. اینکه کدام درست است و کدام غلط؟  کدام را باور کنم ؟

خود را دریاب که تنها کمک رساننده به تو٬ خودت هستی !

My friend of misery

2 نوشته شده در  86/03/07ساعت   توسط آخرین  | 

درباره وبلاگ
سلام

من آخرین هستم٬ نویسنده وبلاگ پندنامه.

دیر زمانی بود که به فکر راه اندازی یک مکان برای جمع آوری مطالب آموزنده بزرگان کشور خود و جهان افتاده بودم. اما این کار به دلایلی به تاخیر افتاد که بالاخره در مهر ۱۳۸۵ این وبلاگ زاده شد و تا به حال به فعالیت خود ادامه داده است. ایده راه اندازی پندنامه شعار این وبلاگ قرار گرفته٬ یعنی جمله پر مفهومه : " گاهی بزرگترین نکات در کوتاه ترین جملات نهفته است. "

نام این وبلاگ را به این دلیل پندنامه گذاشتم٬ چون تنها مطالبی را در این وبلاگ قرار خواهم داد که حداقل دارای یک پند باشد.

من به شخصه تا قبل از اینکه با عقاید و نظرات انسانهای بزرگ و دانا آشنا بشوم٬ نصیحت و اندرز را یک امر و نهی یک طرفه و بدون قید و شرط می دانستم٬ که هیچ کاری به جز اتلاف وقت ندارد. اما از زمانی که خوب فکر کردم فهمیدم که نصیحت و پند کاملا از یکدیگر جدا و متمایز هستند٬ و تنها در یک راستا قرار می گیرند. زیرا نصیحت شما را از کار اشتباه نهی می کند و به شما تذکر می دهد٬ اما پند شما را به کار درست راهنمایی کرده و شما را تشویق نیز می کند.

فعالیتم را با مطالب اولیه ای که از نزدیکانم به نام های فریبا و لیلا گرفتم٬ شروع کردم و با تهیه سایر مطالب به ادامه فعالیت پرداختم. و در اینجا فرصت را غنیمت می شمارم و دوباره از این ۲ نفر تشکر می کنم که من را در شروع کار یاری کردند. و لطف این افراد بود که باعث شد شروع کارم بدون سختی باشد.

لیلا و فریبا از هر دوی شما ممنون و سپاسگذارم.

در ادامه مسیر از مطالب بزرگان دین٬ فرهنگ و ادبیات کشور و جهان و حتی مردم ناشناس کوچه و خیابان یاری جستم. در مسیری که تا به حال پیمودم سعی کردم تا آنجا که شده نظر های شخصی خودم را دخیل نگردانم. و اینچنین هم کردم. وتنها در در موضوعات دست نوشته ها و بدون شرح نظرات خودم را نیر دخیل نمودم.

در طول این مدت فعالیت نظر های شما عزیزان مرا یاری نمود تا با اشتیاق بیشتر به جستجوی مطالب٬ شعر ها و سخنان پندآموز موجود در منابع مختلف باشم٬ تا در این وبلاگ قرار دهم. تا توانستم سعی کردم با نظرات شما خودم را اصلاح کنم. و خود را سعادتمند می دانم که توانسته ام نظرات شما را به سوی خود جلب کنم. وجدا از شعار های همیشگی ٬ خوشحالم که انتقاد و توجه به نکات را به من یادآور کرده اید.

در  تعدادی از نظرات از من خواسته شده بود تا حرف های خودم را نیز در وبلاگ دخیل کنم. این کار جزء کارهایی بود که من نمی خواستم انجام دهم٬ چون: " عقیده داشتم مطالب پندآموز باید بکر و دست نخورده باشد تا هر فردی بتواند به اقتضای اندیشه خود از آن استفاده کند ". اما با توجه به خواسته شما عزیزان من یک بخش جدید به وبلاگ اضافه کردم به نام « چکنویس های روزانه » . که در آن دست نویس های روزانه و افکار و ... و مطالب پیرامون خودم را به صورت چکنویس های یک آخرین در وبلاگ قرار خواهم داد.

البته این نکته را هم یادآور می شوم که مطالب وبلاگ همانند قبل به روز می شوند و چکنویس ها جدا از مطالب عادی به روز می گردد. پس از این به بعد با توجه به نظرات شما هر روز ۲ مطلب در وبلاگ قرار خواهم داد٬ یکی چکنویس روز و دیگری مطلبی در راستای مطالب پندنامه. آخر گفته اند :

هر روز در عمر خویش نکرده ای کار.................................. آن روز ز عمر خویش مشمار

 

این را همیشه به خاطر داشته باش :

گاهی بزرگترین نکات در کوتاه ترین جملات نهفته شده اند.

تا سلام بعد...

2 نوشته شده در  86/03/05ساعت   توسط آخرین  | 

ده روش برای معذرت خواهی

وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.

1-   انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید
در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

2-   آنتراک دهید
در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

3-   گذشته را یاد آوری نکنید
به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

4-   به او بگویید که دشمن اش نیستید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

5-   محیط دور برتان را درست کنید
محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

6-   مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید
یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

7-   جمله ای دلپذیر به او بگویید
گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

8-   بگویید که دوستش دارید.
هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.

9-   برای عصر برنامه ریزی کنید
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزادتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

۱۰-   ببخشید و فراموش کنید
عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.

2 نوشته شده در  86/03/04ساعت   توسط آخرین  | 

پندنامه 10
  1. امام باقر (ع) :       هر کس زبانش راست گوید عملش پاکیزه شود٬ و هر که نیّتش خیر باشد روزی اش زیاد گردد٬ و هر که با خانواده خود خوشرفتاری کند عمرش طولانی شود.
  2. صادق هدایت :       نزد بهترین و قشنگ ترین و باهوش ترین انسان ها همیشه نقص دیده می شود.
  3. آرتور جیمز بالفور :       مواظب باش دل به چه می بندی٬ چون مطمئنا مطعلق به تو خواهد بود.
  4. ناشناس :       اندوه تقسیم نشده و شادی تقسیم شده هر دو مضاعف می شوند.
  5. ناشناس :       امروز نخستین روز آینده توست.
2 نوشته شده در  86/03/02ساعت   توسط آخرین  |